16 آذر و ملاحظاتی چند در حول و حوش آن! شباهنگ راد

By 16azar1386

هر ساله در هنگامه‏ی روز دانشجو – 16 آذر – دانشگاه‏ها شاهد اعتراضات و مبارزات دانشجويان كمونيست و مخالف عليه‏ی رژيم سركوبگر جمهوری می‏‏باشد. امسال هم دانشجويان در سرتاسر ايران اين روز را گرامی داشنه و بار ديگر خواهان مطالبات و حقوق پايمال شده‏ی خود گرديده‏اند.
از آنجائی‏كه رژيم جمهوری اسلامی با هرگونه اعتراض و مخالفتی، مخالف می‏باشد؛ از آنجائی‏كه سران حكومت وظيفه‏ و رسالت‏‏شان حفظ و حراست از منفعت سرمايه‏داران‏ می‏باشد؛ از آنجائی‏كه رژيم جمهوری اسلامی يگانه پاسخ‏اش به مطالبات اوليه‏ی دانشجوئی دستگيری و تعرض می‏باشد؛ با اين اوصاف اين‏بار هم طبق روال هميشگی، ده‏ها تن از دانشجويان را دستگير و روانه‏ی سياه‏چال‏های مخوف خود نموده است. طبعاً سركوب و دستگيری دانشجويان كمونيست و مخالف از جانب رژيم جمهوری اسلامی در چند روز اخير، از زمره آخرين‏ها تلقی نگشته و در آينده هم ما شاهد بگير و به بندهای هر چه وسيع‏تر دانشجویان در سرتاسر ايران حواهيم بود. سران حكومت تا به حال و در عمل نشان داده‏اند كه مخالف هر گونه صدای آزاديخواهی و حقوق اولّيه‏ی انسانی‏اند. سران حكومت بارها و بارها دانشجويان را مورد اذيت و آزار خود قرار داده‏اند تا بزعم خويش بتوانند بر فضای آموزشی غالب گردند. بنابراين بگير به بندهای چند روزه‏ی اخير دانشجويان توسط رژيم جمهوری اسلامی امر جديد و تاره‏ای نيست و جای دارد تا در پنجاه و چهارمين سالگرد روز دانشجو، به اين سئوال مهم پاسخ داد كه چگونه می‏توان از يك‏سو بر ضربه‏پذيری و سنگين كاست و از سوی ديگر بر بار مبارزاتی – انقلابی دانشجويان افزود.

16 آذر – روز دانشجو -، روزی كه سه دانشجوی مبارز بنام‏های احمد قندچی، آذر شريعت رضوی و مصطفی بزرگ‏نيا توسط ارگان‏های سركوبگر رژيم پهلوی جان باختند، در تاريخ مبارزاتی توده‏های ستم‏ديده از اهميت بسيار زيادی برخوردار می‏باشد. به همين اعتبار است‏كه دانشجويان هر ساله ضمن گرامی‏داشت خاطره‏ی مبارزاتی آن جان‏باختگان، با اتحادی يك‏پارچه و متحدانه در برابر رژيم‏های تا بُن دندان مسلح دست به اعتراض و تحصن زده‏ و خواهان به رسميت شناختن حقوق پايمال شده‏ی خويش در ميادين آموزشی می‏باشند.
مضافاً اين‏كه دانشگاه‏ها به عنوان ميادين نشر آگاهی در درون جامعه از جايگاهِ ويژه‏ای برخوردار می‏باشند. بر مبنای چنين حقيقت و شناختی‏ست كه نظام‏های سرمايه‏داری و از جمله سران رژيم جمهوری اسلامی تلاش‏های گوناگونی را به خرج می‏دهند تا بهر طريق ممكنه مخالفت‏‏ها و جوشش‏های مبارزاتی كمونيست‏ها و مبارزين را در نطفه خفه سازند. حمله و يورش سبوعانه به تجمعات دانشجوئی و به تبع از آن دستگيری، شكنجه و به خاك و خون كشاندن صدها دانشجوی كمونيست، مبارز و مخالف در چند دهه‏ی اخير، ارمغان رژيمی‏ست كه بدروغ خود را از آغاز مدافع‏ی دانشجويان و توده‏های رنجبر جا زده است. رژيمی كه قبل از فرا رسيدن روز دانشجو – 16 آذر –، تور پليسی خود را پهن‏‏تر نموده و با دستگيری دانشجويان كمونيست و مبارز در صدد مانع‏ی برگزاری اين روز بزرگ تاريخی می‏باشد. چندين دهه است‏كه سران حكومت، دانشجويان را مورد تعرض خود قرار می‏دهند و ميادين آموزشی را، به پادگان تبديل نموده‏اند. طبيعتاً اين روند و دور، يعنی بگير و به بند معترضين از جانب سران حكومت و اعتراض و مخالفت به سياست‏های تضييق‏گونه‏ی رژيم از سوی دانشجويان، هزينه‏های بس كلانی را بر جای گذاشته است و بايد به اين موضوع  انديشيد كه تا چه زمان دانشجويان كمونيست و مبارز قصد دارند تن به چنين وضعيت و موقعيتِ هزينه‏پرداز دهند و دست رژيم جمهوری اسلامی را در تحقق سياست‏های ارتجاعی‏شان باز گذارند.

حق مسلم آن است‏كه جنبش‏های اجتماعی و از جمله “جنبش دانشجوئی”، جنبشی علنی‏ست. جنبشی‏ست كه می‏‏بايست تجلی خود را در ميادين آموزشی و دانشگاه‏ها بنمايش بگذارد و در مقابلِ اجحافات و زورگوی‏های سران حكومت بپا خيزد. نگاه سه دهه به مبارزات دانشجويان و بويژه در چند ساله‏ی اخير حكايت از آن دارد كه علی‏رغم فاصله‏گيری بخش وسيعی از دانشجويان، از ايده‏ها و تفكرات به غايت ارتجاعی نهادها و دفاتر وابسته به جناح‏های حكومتی، هم‏چنان از كاستی‏ها‏ و ضعف‏های تكراری در رنج و عذاب‏اند. كاستی‏هائی كه بر فرصت‏های ضد انقلابی رژيم جمهوری اسلامی افزوده و انرژی‏های آنانرا به هرز برده است. طبيعتاً شناخت دقيق از كاركردهای رژيم و مروری به فعاليت‏های تا كنونی و بدنباله‏ی آن استفاده از فرصت‏ها و تعيين دقيق جايگاه مبارزاتی دانشجويان می‏تواند، بر پتانسيل مبارزاتی آنان بی‏افزايد و بر دامنه‏ی خسران‏ها بكاهد.

1. نزديك به سه دهه است‏كه رژيم جمهوری اسلامی جامعه را به ميدان تعرض خويش تبديل نموده است. سران حكومت از همان آغاز بمنظور پايدار ماندن حاكميت‏شان با شمشيرهای از رو بسته به خيابان‏ها آمده‏اند و هر گونه اعتراضی را با زور و سركوب خونين پاسخ داده‏اند. حاكمان قلدر به يمن دم و دستگاه‏های امنيتی‏شان به شناسائی كمونيست‏ها، مبارزين و مخالفين پرداخته‏اند و آن‏چنان فضایی را بر جامعه‏ی‏مان حاكم گردانده‏اند كه قابل توصيف نيست. دستگيری مخالفين، شكنجه و اعدام هزاران تن از بهترين فرزندان توده‏های ستم‏ديده، ارمغان رژيم جمهوری است. جمهوری اسلامی به عبارتی از همان ابتدا علناً پرچم جنگ را عليه‏ی كارگران، زحمت‏كشان، زنان و دانشجويان بر افراشت و هم‏چنان بر يگانه سياست‏اش، پای‏بند می‏باشد. رخنه‏ی پليس سياسی در تمامی صنوف و اقشار، شناسائی و به دم تيغ سپردن هر مخالف و كمونيستی نمايانگر پتانسيل و ظرفيت رژيمی‏ست كه حيات‏اش را با سركوب گره زده است و بدون اتخاذ و كار بست چنين سياستی قادر به دوام نمی‏باشد.
به همين دليل است‏كه روز به روز نيروهای سركوبگر رنگارنگی را به ميادين دانشگاه‏ها روانه می‏نمايد تا به شناسائی كمونيست‏ها، مبارزين و  سازماندهندگان فعاليت‏های اعتراضی آنان بپردازد. به واقع كه سه دهه است‏ سران رژيم جمهوری اسلامی در چنين روندی در گشت و گذاراند و بموازات آن نزديك به سی سال است‏كه دانشجويان مبارز و كمونيست‏ها به ادامه‏ی فعاليت‏های كاملاً علنی خود مصراند. روش‏های علنی بی در و پيكری كه تا كنون باعث ضربات ناگوار و جبران ناپذير گرديده است. جمهوری اسلامی مقصودش در هر دوره كنترل هر چه بيشتر فضای آموزشی‏ست. جمهوری اسلامی تلاش‏اش بر آن است تا بر موقعيت نطفه‏ای‏ترين اعتراضات دانشجوئی آگاه گردد و مجريان و گردانندگان آنرا به دام خويش گرفتار سازد. متقابلاً بر هر دانشجوی كمونيست و مبارز است تا با اتخاذ سياست‏ها و تاكتيك‏های متناسب، توطئه‏های رژيم را خثنی سازد و بر راديكاليزم مبارزه‏ی خود شتاب و سرعت هر چه بيشتری بخشد.

شاهد بوده‏ايم كه تا كنون سركوبگران رژيم جمهوری اسلامی ده‏ها نفر را قبل از وقوع هر اعتراض و تظاهراتی دستگير و به زندان‏های مخوف خود روانه ساخته‏اند. در اين مدت مشاهده نموده‏ايم كه رژيم مكان و ميدان‏های تعيين شده‏ی اعتراضات علنی را تحت كنترل كامل خود در آورده و بر دستگيری‏‏های‏اش افزوده است. باز هم مشاهده نموده‏ايم كه تمركز بخشيدن به فعاليت‏های علنی و تداوم مبارزه يك بُعدی، باعث بالندگی و شكوفائی اعتراضان دانشجويان نگرديده است و جمهوری اسلامی در اين ميدان، پيروز بدر آمد. دستگيری‏های اخير به مناسبت 16 آذر بنوبه‏ی خود گواهی بر اين مدعاست. بنابراين اصرار دانشجويان كمونيست، مبارز و راديكال بر تداوم‏يابی چنين روش‏های هزينه‏پرداز، به معنای افزدون بر خسران‏های تا كنونی‏ست.
 رژيم جمهوری اسلامی، رژيمی بسيار هار و سركوبگری‏ست كه با بگير و به بند و شكنجه و كُشتار دانشجويان معنا می‏يابد. در حقيقت علنی نمودن نام و نشان خود، اعلان مكان اعتراضات و فعاليت در قاموس چنين نظام‏های خشن و ديكتاتوری، چيزی جز به عقب راندن مبارزات دانشجوئی‏ نيست. زمان آن فرا رسيده است تا دانشجويان كمونيست و مبارز اين مسير و روش خسران‏ساز را تغيير دهند و با تلفيق فعاليت‏های مخفی و علنی و تقدم شمردن بر كار پنهان سياسی زمينه‏ی كشف و سركوبی خود را فراهم ننمايند و سران حكومت را در تحقق نقشه‏های شوم‏شان عقيم سازنند.

2. حقيقتاً كه بدليل فقدان يك سازمان سياسی جدی و عمل‏گرا در درون جامعه، در ذهن بخش‏هايی از دانشجويان اين ايده‏ی نا صحيح رواج يافته است و بر اين توهم‏اند كه می‏توانند نقش موتور محركه‏ی اعتراضات كارگری – توده‏ای را ايفاء نمايند. شاهديم كه چنين ايده‏ی انحرافی روز به روز ابعاد گسترده‏تری به خود گرفته و می‏رود تا تأثيرات مخرب خود را در شئونات متفاوت بر جای گذارد. اگر چه بايد اذعان نمود كه محيط دانشگاه‏ها، تمركز دانشجويان و روشنفكران جامعه می‏باشد ؛ امّا بايد بر اين امر واقف گرديد كه “جنبش دانشجوئی” بدليل سيال بودن‏‏اش و بدليل فقدان برنامه‏ی سياسی روشن و هدف‏مند، قادر به دگرگونی بنيادی جامعه نيست. امروزه متأسفانه در آشفته بازار سياسی درون جامعه، جايگاه‏ها و موقعيت‏ها زير و رو شده است و ما شاهد بزرگ‏نمايی‏های بی‏محتوا از جانب بعضاً دانشجويانی می‏باشيم كه با واقعيات و تواناي‍ی‏های امروزی‏شان فاصله دارد. بی‏گمان بايد به اين موضوع مهم توجه نمود كه دانشجويان كمونيست تنها در ارنباطی تنگاتنگ و فعال و تداوم‏دار با سازمان‏های كمونيستی‏ست كه قادرند، رژيم جمهوری اسلامی را از ميدان بدر كنند و جامعه‏ای عاری از ظلم و ستم را برقرار نمايند. بنابراين تشخيص اين موضوعات و به تبع از آن تفكيك عملی دو جايگاهِ مبارزاتی جنبش‏های اجتماعی – دمكراتيك و مبارزه‏ی تمام كننده، بنوبه‏ی خود می‏تواند سايه‏ها و توهمات را كنار زده و بر شفافيت و توانايی‏های مبارزاتی دانشجويان و همه اقشار و طبقات انقلابی بی‏افزايد.

3. خصيصه‏های جوامع‏ی طبقاتی و از جمله جامعه‏ی ايران حكم می‏كند كه تا مادامی‏كه مطالبات و خواسته‏های سياسی – اقتصادی طبقات و اقشار متفاوت در ارتباطی تنگاتنگ با هم قرار نگيرند، ريشه‏ی ظلم و استثمار پا بر جا خواهد ماند. واقعيت اين است‏كه دشمنان محرومان در صفی واحد و با در دست داشتن تمامی امكانات جامعه بگونه‏ی متحدانه، در چارچوبه‏ی سياست‏های ارتجاعی‏شان در پيش‏اند. طبعاً “جنبش دانشجوئی” هم به عنوان آگاه‏ترين و پيشروترين جنبش‏های اجتماعی، می‏بايست فعاليت‏ها و اعتراضات خود را با ديگر جنبش‏ها گره زده و خواسته‏ها و مطالبات ديگر طبقات انقلابی را در دستور كار خويش قرار دهد. “جنبش دانشجوئی” بايد بداند كه هيچ جنبشی مستقلاً و بدون در هم آميختن با ديگر جنبش‏های انقلابی نمی‏تواند به خواسته‏های بنيادی خويش دست يابد. بنابراين لازم و جايز می‏باشد تا هر جنبش اجتماعی و بويژه “جنبش دانشجوئی” منفعت و خواسته‏های سياسی – صنفی خود را با ديگر جنبش‏ها مرتبط داسته و همواره به حمايت و پشتيبانی از ديگر تحركات و مطالبات توده‏ای بپردازد. تجربه‏ی تا كنونی جنبش‏های روشنفكری نشان داده است‏كه دانشجويان من‏حيث‏المجموع در كوران فعاليت‏های خود، با ديگرِ اعتراضات كارگری – اجتماعی، فاصله گرفته است. بايد دانست كه بدون حمايت و پشتيبانی عملی بی‏وقفه از ديگر جنبش‏های اعتراضی، انجام و فعاليت‏های كمونيستی و به موازات آن مبارزه عليه‏ی جانيان بشريت و سركوبگران رژيم جمهوری اسلامی نا كامل به حساب خواهد آمد.

با اين اوصاف زمان آن فرا رسيده است تا دانشجويان كمونيست و مبارز با حمل تجاربِ خونين  چندين دهه، سياست جديد و نوينی را پای ريزند و بر دامنه‏ی خسران‏ها بكاهند. شناخت واقعی و دقيق از دشمن و سازماندهی معقول و متناسب با ساختار كنونی جامعه می‏تواند موقعيت دانشگاه‏ها و دانشجويان را متغيير سازد. دشمن ِ دانشجويان هر روزه دندان‏های‏اش را تيز می‏نمايد و بدنبال طعمه است. تور پليسی و تيم‏های شناسائی‏اش، شبانه روز فعال است و مشغول به كمين انداختن كمونيست‏ها و مبارزين‏اند. دون می‏پاشد تا شكار نمايد. همه‏ی قصدش كشف و سركوبی نطفه‏ای‏ترين اعتراضات دانشجوئی‏ست. از هر دری به درون رسوخ می‏نمايد تا قدرت خويش را بنمايش بگذارد. می‏توان به مقابله و خثنی چنين سياستی پرداخت؛ می‏توان توطئه‏های دشمن را پس زد و در دستگيری و در هم ريختن اعتراضات و سركوب پيروز بدر آمد؛ می‏توان در خلاف سياست روتين و دلبخواه‏ی رژيم، مبارزات خود را سازمان داد؛ می‏توان دشمن را از ميدان بدر كرد و دست أنانرا در رسيدن به اهداف سركوبگرايانه‏ی‏شان كوتاه نمود.
طبيعتاً همه‏ی اين‏ها به دقت، كاردانی و سازماندهی صحيح نيروهای كمونيستی مرتبط می‏باشد. می‏بايست در برابر تاكتيك‏های فريب‏كارانه و توطئه‏آميز رژيم، تاكتيك‏های، معقول، مناسب و بی‏هزينه‏ای را پيشه روی خود گذاشت. دشمن دانشجويان كمونيست و مبارز، از سازمانيافتگی پنهانی آنان وحشت دارد. واهمه دارد تا مباداً دانشجويان روزی فعاليت‏های خود را بدور از چشمان دريده‏ی ارگان‏های سركوبگرش سازمان دهند. بنابراين وقت آن است تا چنين راه‏هائی را در مقابل خود قرار داد. راه‏هائی كه به جرأت می‏توان گفت ثمربخشی خود را باز پس داده است و به سهم خود قادر گرديده است تا دشمنان كارگران، زحمت‏كشان، زنان و دانشجويان را به مخمصه‏ی جدی ‏اندازد. بنابراين والاترين درس در پنجاه‏ و چهارمين سالگرد 16 آذر – روز دانشجو –، در رعايت و عملی نمودن تاكتيك‏های متناسب و كم‏هزينه در برابر رژيم سراپا مسلح و خشن نهفته می‏باشد.
16 آذر 1386
7 دسامبر 2007    

يك پاسخ برايش بگذاريد