چپ جوان، درسهای که از گذشته نیاموخت از مازیار راد

By 16azar1386

  
در نقد جدل های هیستریک فعالان چپ
روزگاری  نه چندن دور وبلاگ ها و سایت های چپ  (داخل کشور ) در نقد راست و علیه جمهوری اسلامی می نوشتند! خواننده  با دیدن این جدل های قطبی، میان چپ و راست امیدوار می شد که چپ جوان و تازه به دوران رسیده ایران، قرار نیست اشتباهات فاحش  کمونیست های قدیمی تر را تکرار کند. اما این روند خیلی زود به انتها رسید. چرا که طبق قانون همیشگی چپ که تا 3 نفر شدیم باید انشعاب کنیم و سه گروه شویم. ، تمام توان خود را صرف نقد یکدیگر کردند.
داستان این مباحث حتی از سطح  یک بحث سیاسی که نگارندگان آن مدعی هستند نیز بشدت نزول کرده و به تهمت زدن به همدیگر و بیان شجره نامه های همدیگر تبدیل شده است.که باید هر چه زود تر جلوی این حرکت روبه عقب و وارونه را گرفت.
اما موضوع بحث چیست؟
قبل از وارد شدن به موضوع بحث ها، به تاریخ گذشته چپ برمی گردیم و آثار مخرب این نوع نقد و دعواهای چپ را مورد بررسی قرارخواهیم  داد.
بعد از انقلاب سال 57 و با درهم شکسته شدن چپ در سال های اول انقلاب این داستان در ایران شروع شد. احزاب چپ به سرعت  از هم پاشیدند
و جای خود را به فرقه های کوچکی دادند که توانایی هیچ تاثیر گذاری  بر تحولات روز مره را نداشتند. سازمان چریک های فدای خلق به عنوان بزرگترین نیروی چپ در زمان انقلاب به طور کلی از هم پاشید و فرقه هایی که از آن درست شدند یا بشدت حاشیه ای  و سکت بودند و یا به راست چرخیدند. با تشکیل حزب کمونیست ایران ، چپ باردیگر خود را سازمان داد که البته همان موقع همین برخورد های سطحی و نازل چپ های فرقه ای علیه این حزب وجود داشت. اما مدت زمان زیادی طول نکشید که این حزب هم از هم پاشید و  اکنون شاهد هستیم که احزاب کوچک و بزرگی از آن بوجود آمدند، که همچنان مشغول انشعابات دیگری هستند. این داستان را یکبار دیگر  و این بار در حزب کمونیست کارگری شاهد  بودیم. حزبی که در کنگره 3 ، خود را مدعی گرفتن قدرت سیاسی معرفی کرد، با مرگ لیدر خود تا کنگره 4 دوام آورد و بعد از آن به چند حزب تجزیه شد تا این داستان همچنان تکرار شود.
این انشعابات و این تفرقه ها در چپ ایران هیچ گاه نتوانست بر بستر یک بحث و جدل اساسی کشیده شود و همیشه مباحث غیر  سیاسی و غیر اصولی انجام گرفت و در هر انشعابی در چپ رهبران آن توسط جناح مقابل، راست، ناسیونالیست، طرفدار جمهوری اسلامی و .. خوانده شدند. در جریان این انشعابات اکثریت عظیمی از فعالین چپ نا امید و خانه نشین شدند و دست از مبارزه سیاسی کشیدند. امید چپ جامعه، به نا امیدی و یاس تبدیل شد و کسی مسئولیت این بی پرانسیبی ها را به عهده نگرفت.
اکنون بعد از مدت ها جامعه ایران شاهد عروج طیفی از چپ های جوان در دانشگاه ها بود، که  می رفت در روند تحولات آینده ایران نقش بازی کنند. اما مدت زمانی طول نکشید که این چپ، هم نشان داد که از تجارب و شکست های چپ گذشته درسی نگرفته است و میرود تا یک بار دیگر داستان از هم پاشیدگی چپ در گذشته را تکرار کند.
من به جرائت می توانم بگویم که اکثر این اختلافات شخصی و غیر سیاسی هستند . همیشه اینطور بوده است که اول اختلافات پیش می آید و بعد می روند برایش تئوری می سازند.
نگاهی کوتاه به جدل های “چپ کارگری” و “چپ رادیکال” در وبلاگ ها و سایت سلام دمکرات بندازید! به نیرو و انرژی که صرف این مباحث می شود توجه کنید تا به یکی از مشکلات بزرگ چپ در دنیایی کنونی پی ببرید.
جواب این رفقا همیشه این است که باید نقد کرد  تا به پیش رفت. کسی منکر این حرف نیست. اما سال های سال است که چپ فقط خودش  رانقد می کند بعد تکه تکه می شود و به عقب می رود و یا بطور کلی از میان میرود.
من اصلا دوست نداشتم وارد این دعوای خانوادگی چپ شوم، هنوز هم هدفم از نوشتن این بحث ورود به این بحث نیست بلکه درخواستی رفیقانه برای پایان آن است.
نتیجه این بحث ها در شرایط فعلی فقط به ضرر چپ و قطب سوسیالیستی جامعه تمام می شود و سود این توسری زدن ها به همدیگر را فقط جمهوری اسلامی به جیب می زند.
من نه قصد دارم کسی را نصیحت کنم و نه سنم قد می دهد. اما هدف از نوشتن این چند خط یادآوری یک ضرورت تاریخی است و نقشی را که ما بعنوان چپ در این جامعه باید ایفا کنیم.
باورکنید من بعنوان یک کمونیست تازه به دوران رسیده رهبران گذشته چپ در جامعه را بخاطر تمام اشتباهاتشان در، از هم پاشاندن جنبش چپ نخواهم بخشید و این داستان  در فردای نزدیک برای ما هم تکرار می شود. تاریخ ما را بخاطر دور شدن از جامعه و سرگرم شدن به دعوا های خانوادگی و ضعیف کردن  جنبش چپ در جامعه نخواهد بخشید.
به خاطر کودکانی که منتظر دنیایی بهتر هستند، بخاطر کارگرانی که روزانه تا شب زندگیشان را می فروشند و همچنان از زندگی بی بهره اند، بخاطر زنانی که در بند ارتجاع مذهبی هستند، بخاطر قضاوت آیندگان از ما خود را جدی بگیریم و
اعلام کنید  که به این مباحث  خاتمه می دهید و وقت خود را صرف مسائل مهمتری در جامعه می کنید. اعلام کنید که دیگر چپ نمی خواهد نیروی فشار در گوشه و کنار اعتراضات باشد. اعلام کنید که منفعت طبقاتی ما بسیار مهمتر از  جدل ها و کینه ورزی های شخصی است. اعلام کنید به خاطر بدهکاری ما به تاریخ برای تغییر آن، این دشمنی ها را خاتمه می دهیم. اعلام کنید آمده می شویم تا یکبار برای همیشه روند وارونه تارخ را عوض کنیم.
جنبش ما مدت ها است که به عقب رانده می شود و همیشه بعد از تحمیل شدن شکست به این جنبش، یخه همدیگر را گرفته ایم و همین امر باعث شده است که هربار سال ها طول بکشد تا دوباره چپ قد راست کند. بیایید اینبار این اشتباه را تکرار نکنیم و خود را برای نبرد اخر که هروز با خواندن سرود انترناسیونال از آن یاد می کنیم آمده کنیم.
 بر گرفته از  شماره 2 نشریه جنبش نو
www.j-n.blogfa.com

يك پاسخ برايش بگذاريد